کاربران گرامي مطالب اين وبلاگ بر طبق قوانين کشور عزيزم ايران مي باشد

دوست عزیز کمی هم از مشکلات فراون مدیران در اداره مدرسه بنویسید:
نظام پوسیده وقدیمی آموزش وپرورش در ایران
نا کار آمدی دبیران
دور بودن محتوای کتابهاب آموزشی از واقعیتهای زندگی دانش آموزان
ندادن بودجه برای اداره مدارس دولتی
دریافت شهریه های گزاف در مدارس غیر انتفاعی
انتصابهای ناشایست در ادارات آموزش و پرورش
پائین بودن سطح در آمد فرهنگیان
پائین بودن سطح دوره های آموزش ضمن خدمت فرهنگیان
بی انگیزه بودن دبیران
بی انگیزه بودن دانش آموزان
دوست عزیز :
عنوان هایی که پیرامون مدیریت مدارس مطرح کردی بسیار جالب و ضروری است . امیدوارم به هریک به موضوغات فوق براساس تجربیات بصورت کوتاه به پردازم .
یکی ازاندشمندان جمله ای دارد ومی گوید : جهان بد اداره می شود و کشورها از آن بدتر . این عدم شایستگی به ضعف نظام آموزشی وبخصوص مدیریت مدرسه نیز برمی گردد .
یکی از دوستان چمله ای زیبا در سایت خود دارد :
لذا در عصر کنونی و برای آینده بهتر ، توجه به ابعاد و ویژیگی های اخلاقی و شخصیتی مدیران مدارس دارای اهمیت زیادی می باشد واین ویژیگی ها ، منش و شخصیت مدیر را می سازد.
1- داشتن تفکر فلسفی : مدیران آموزشی در پرتو بیش های اساسی فلسفی ممکن است به مسایلی که روزانه با آن ها مواجه می شوند بپردازنند . چنین پرداختی به معنای هوشمندانه رفتار کردن است .
2- مهارت کلی نگری و تفکر سیستمی : این مهارت کمک می کند تا مدیر توانایی درک رموز کل سازمان آموزشی و مدرسه و تصور همه عناصر و مولفه های کار را به صورت یک واحد دارا باشد.
3- خلاقیت و نوع آوری :
نوع آوری تعهد عمده ای را برای مدیر مرسه به وجود می آورد . تعهدی که اورا قادر می سازد از عقاید قالبی و تعصبات جاهلی و قراردادها و جریان های عادی فراتر رفته به تعالی فکری دست پیدا کند.
4- مهارت استفاده از اطلاعات : اطلاعات ، موادخام و واولیه تفکر آدمی هستند و تفکر عامل اساسی نوع آوری و خلاقیت است . مهارت استفاده از اطلاعات شامل نظام اطلاع گیری و اطلاع دهی ، تجزیه و تحلیل اطلاعات و نتیجه گیری درست از اطلاعات است .
5- مهارت کارشناسی کردن امور : نگاه تخصصی و تجربی به کارها و تسلط بر برنامه ها
6- مهارت حل مشکل :مدیران مدرسه با استفاده از روشها ابزار های علمی به حل مسئله می پردازد.وبراساس آن بهترین راه حل را انتخاب می کند.
7- مهارت برقراری ارتباط : این مهارت تطبیق رفتار فردی با رفتار سازمانی وتخصصی را به همراه دارد . ووابستگی اعضای مدرسه رابا اهداف آموزشی وتربیتی به همراه دارد.
8- مهارت ایجاد فرصت : ایجاد فرصت برای دانش آموزان و معلمان و کارکنان ، توانایی های آنان را بروز می دهد.
9- مهارت های آموزشی : استفاده صحیح از شیوه های یاددهی و یادگیری و...
در محیط آموزشی برخی فعالیتهای مدرسه از اهمیت چندانی برخوردار نیستند و توجه مدیران به انجام آنها مدرسه را از اهداف اصلی و مهم دور می سازد . شناخت و انجام فعالیتهای درست موجب برنامه ریزی و تصمیم گیری صحیح می گردد.
مثلا توجه ویژه برخی مدیران مدرسه به مسایل اخلاقی و انضباطی بعضی از دانش آموزان موجب هدر رفتن اوقات ارزشمند مدیران می گردد اگر مدیران مدرسه در این گونه موارد از شیوه های درست رفتاری استفاده نمایند توان و ظرفیت رفتارهای خود را افزایش داده اند.
مسلما موارد بسیاری در محیط آموزشی از طرف دانش آموزان و معلمان و کارکنان و اولیا وجود دارد که مدیران مدرسه باید با شناخت عمیق نسبت به آنان درجه حساسیت و رفتارهای خود را کم وزیاد نمایند.

همانگونه قبلا اشاره شد دوره نوجوانی به دلیل مسئولیت پذیری نوجوانان و بلوغ فکری وبدنی و جنسی، اهمیت زیادی دارد . عدم آگاهی وشناخت معلملن ومدیران دوره سراهنمایی ومتوسطه از خصوصیات وویژیگی های این دوره صدمات جبران ناپذیری به نسل جوان وارد می آورد. از مهمترین صدمات عدم آگاهی معلمان و مدیران می توان ترک تحصیل ،بزهکاری ، فرار از منزل ومدرسه ، خودکشی ، و... نام برد.
در این قسمت نکات دیگری از خصوصیات روحی وجسمی نوجوانان مطرح می گردد:
دوره نوجوانی در انتهای دوره کودکی دوم وبا بروز سریع تح.الات آستانه بلوغ در سنین 10 تا 12 سالگی شروع می گردد. این تحوالات با نمو ساختمان جنسی در دختران وپسران آغاز می شود. این تغییرات بدنی باعث به هم ریختن تعادل دوره پیش از بلوغ می شود و مسایل تازه ای در احساسات و روابط فرد با والدین ومعلمان پدید می آورد.
حضور دانش آموزان درسنین نوجوانی در آموزشگاه به مدت حدود حداقل 7 سال باعث دستیابی آنان به استقلال دیر تر شده و نوعی ناامنی و اغتشاش در موقعیت نوجوانان و نقش و رفتارهای آنان می شود
برای توضیح بهتر، تغییر وتحوالات این دوره به سه مرحله تقسیم می شود:
1- مرحله اول فاصله گرفتن ( 10تا 14 سالگی ) :
بروز رشد جسمی واولین نشانه های بلوغ ، نوعی تمایل طبیعی برای فاصله گرفتن کودک از بزرگسالان و نزدیکی به دوستان ومطرح کردن رار ورمزهای خود می گردد. این تمایل می تواند در بستن اتاق خواب یا حمام توسط کودک ودر محرمانه جلوه دادن تغییرات بدن مشاهده شود. کودکانی که از عولف گرم ودوستانه خانوادگی محروم بوده ودارای خانواد های اشفته و مستبد باشند فاصله گیری انان از کانون خانواده وگرایش به ناسازگاریها بیشتر می گردد.
2- مرحله دوم جدایی تدارکاتی ( 15 تا 17سالگی ) :
این مرحله که هسته اصلی نوجوانی و مشکلات ان است با رشد بیشتر بدنی و جنسی همراه است و سطح عالی تری از ادراک ((خود )) را تجلی می دهد برخی از خصوصیات ویژه این دوره بشرح زیر است :
الف : رشد مغز و توانایی های شناختی ب) درونی شدن حیات عاطفی و ارتباط عمیق تر با گروه همسالان ، ج ) جدایی بیشتر نوجوانان از باورها و ارزشهای والدین و بزرگسالان ح ) فراهم شدن استقلال ذهنی خ ) ایجاد سئوالات اساسی در ذهن نوجوانان د) تلاش در جهت کسب استقلال مالی و اشتغال و...
3- مرحله سوم ورود به مناسبات اجتماعی : ( 18 تا 20سالگی )
هرگاه رشد نوجوان در مراحل پیشین به گونه ای متعادل و بهنجار پیش رود دراین مرحله نوجوانی به تدریج به صورت یک فرد مستقل و خودکفا در مناسبات خانوادگی ، آموزشی ، شغلی ، اجتماعی وفرهنگی ایفای نقش می کندودر چنین صورتی می توان امیدوار بود که مراحال رشد و پرورش او به درستی انجام شده است و او آماده است تا زندگی جوانی و بزرگسالی را با موفقیت آغاز کند.
در این مرحله بیشتر دختران ازدواج می کنند وبیشتر پسران با گذراندن دوران خدمت سربازی نقش اجتماعی را به عهده می گیرند.
مدیران و معلمان و والدین نقش مهمی در دوره نوجوانی برعهده دارند تا مسئولیت تربیت و اموزش کودکان را به نسل جدید که دوره نوجوانی را طی کرده اند بسپارند

هر گلی رنگی و هر مرغ نوایی دارد هر سرشاخ دراین باغ هوایی دارد
مدیران مدارس در مقاطع مختلف تحصیلی با رفتار ها و روحیات خاصی از دانش آموزان سروکار دارند .که شناخت تواناییها ، کاستی ها ، نیازها و ویژیگی های بدنی واجتماعی و هیجانی و عقلی کودکان و نوجوانان در مراحل مختلف سنی از عوامل بسیارمهم تعلیم وتربیت می باشد مدیران ومعلمان باید به مطالعه شخصیتی همه گروههای سنی پرداخته و اکتفا به یک مقطع خاص ننمایند. برخی از رفتارها در مدارس به شرح ذیل می باشد :
1- مدارس ابتدایی :
(( تا سن 12 سالگی )
کودکان در اولین مرحله اجتماعی شدن ( بدون در نظر گرفتن مهد کودکها و امادگی ها ) وارد مراکز آموزشی ابتدایی می گردند.در این مرحله هنوز کودکان وابسته به خانواده دخود می باشند. لذا در دوره ابتدایی خصوصا 4 سال اول روابط مدیر و کارکنان مدرسه و معلمان براساس عواطف خانواده کودک می باشد. و کودکان به معلمان ومدیران خود به عنوان الگو نگاه می کنند. در این دوره خشنونت و تنبیه بدنی بشدت تاثیر منفی دارد و معلمان با صبوری و مهربان با دانش آموزان رفتار می نمایند .
کودکان در سنین ابتدایی بسیار صادق و صریح و بی پرده سخن می گویند وبازی و دعواهای کودکانه در در مدرسه متداول است و معلمان ومدیران به صورتهای مستقیم و غیر مستقیم راهنمایی های لازم را انجام می دهند . دانش آموزان و خانواده آنان حساسیت زیادی به نمره و آموزش دارند. و نسبت به پی گیری درسها نیز جدی هستند .
دانش آموزان ابتدایی احساسات شدیدی نسبت به معلمان خود دارند واین احساسات را بیان کلمات زیبا بیان می نمایند.
نوع فعالیتهای مدیران مدارس در ابتدایی متفاوت از مقاطع دیگر می باشد و نقش انضباطی، آموزشی وتربیتی تعریف خاص خود را دارد. محتوی و اهداف درسی کتابها نیز متناسب با سن و استعداد آنان می باشد
هر زمینی سعادتی دارد هر دلی رسم و عادتی دارد
1- راهنمایی و متوسطه :
(( 12 تا 20سالگی ))
گذر از دوران کودکی به دوران ابتدای نوجوانی در راهمنمایی می باشد. سه سال دوره راهنمایی آغاز تفکر انتزاعی و نوجوانی همراه با بحران بلوغ است .
در دوسال اول راهنمایی رفتارهای دوره ابتدایی کمابیش وجود دارد ولی کم کم دوره بلوغ جنسی دختران و بعد از چند سال پسر ها می باشد.
در این دوره دوستی ها کم و بیش شکل می گیرد و کنجکاوی ها افزایش می یابد . هنوز شنوایی از معلمان و مدیران داشته و دید مستقل در شخصیت آنان کم کم شکل می گیرد .
نوجوانی یک دوره انتقالی از وابستگی کودکی به استقلال و مسئولیت پذیری جوانی و بزرگسالی است . در این دوره نوجوانان با دومساله اساسی درگیر هستند : بازنگری و بازسازی ارتباط با والدین و معلمان ومدیران ، و بازشناسی و بازسازی خود به عنوان یک فرد مستقل . رفتار فرد در این دوره گاه کودکانه و گاه همانند بزرگسال است . در طول این دوره معمولا تعارضی بین این دو نقش در فرد مشاهده می شود.
میلرنیوتون درکتاب نوجوانی ( 1995 ص 23 ) تعریف جامع تری از این دوره بیان می کند :
نوجوانی دوره فرایند های رشدی انتقال از کودکی به بزرگشال است این فرایند ها جنبه های گوناگونی دارند:
اول : رشد ونمو سازمان عصبی مغز که نمود آن در تحول فرایند های شناختی و عاطفی و رفتارها مشاهده می شود.
دوم : رشد فیزیکی که شامل رشد اندازه های بدنی و تغییر در نیمرخ جسمی است .
سوم : رشد نظام جنسی یا تولید مثل شامل جسمی و رفتاری
چهارم : رشد احساس (( خود )) به عنوان یک بزرگسال یا یک انسان مستقل و خود راهبر
پنجم : کسب موقعیت بزرگسالی در گروه اجتماعی یا فرهنگ
ششم : رشد کنترل رفتاری خود در تعامل با جامعه
فرایند انتقال از کودکی به بزرگسالی ، دشوار و پرکشمکش است و معلمان ومدیران مدرسه تنها با آگاهی و شناخت شرایط جسمی و روحی نوجوانان می توانند در امر یادگیری تاثیر گذار باشند.
البته این نکته را نیز باید بدانیم که آغاز و پایان و طول دوره نوجوانی در دختران و پسران در جوامع مختلف و طبقات گوناگون اجتماعی متفاوت است .
مراحادوره نوجوانی به سه مرحله اول ( فاصله گرفتن 12 تا 14 سالگی ) دوم ( تدارکاتی (15 تا 17 سالگی ) ومرحله سوم ( ورود به مناسبات اجتماعی )تقسیم بندی کرده اند
هردوگر یک نام دارد در سخن لیک فرق است این حسن با آن حسن
گفتم : در قدیم دانش آموزان پس از امتحانات و سنجش ،آموخته های آنان اصلاح و تقویت می شده است .
گفت : ولی امروز از بسته های آموزشی در مدرسه استفاده می شود :
گفتم : بسته های آموزشی چه فایده ای دارد .
گفت : بسته های آموزشی برای مشارکت فعال دانش آموزان فراهم می شود و آنان بوسیله انجام دادن واستفاده از آن بهتر می آموزند. بسته هی آموزشی میزان یادگیری را بازنگری می کنند و اصلاح در هر مرحله از یادگیری صورت می گیرد.
گفتم : موضوع درس در بسته های آموزشی چگونه است ؟
گفت : موضوع درس در بسته های کوچکتر تقسیم می شود وهریک از این اجزا دارای توالی یادگیری می باشد و شامل درون دادو فرایند و برون داد هستند .
گفتم : بسته آموزشی چه تاثیری دارد ؟
گفت : هر بسته آموزشی باید شامل فعالیتهای آموزشی باشد و باعث انگیزه شود / یادگیرندگان باید به سرعت از یک فعالیت به فعالیت دیگر حرکت کنند و به انجام دادن فعالیت علاقمند باشند.
گفتم : همه اینها که گفتید درست . حالا در مدرسه بسته آموزشی چه چیزهایی می تواند باشد.
گفت : هر مدرسه می تواند متناسب با محتوی درس و مقطع تحصیلی بسته اموزشی داشته باشد . در مدرسه بسته آموزشی شامل .....
انشالله در قسمت بعدی
عکس تزیینی است به مناسب عید مبعث
یکی از آفت های مهم نظام آموزشی وابستگی مدیران به تصمیمات مافوق خود بوده که آسیب فراوانی به اهداف آموزشی و تربیتی وارد می نماید.
وابستگی به هرم مدیریتی خلاقیت و ابتکار و پویایی و خدمات به هنگام و تصممیات اثر بخش را از مدیران گرفته وفضای ماشینی و عروسکی در نظام آموزشی به وجود می آورد.
در وابستگی به هرم مدیریتی :
مدیران مدرسه منتظر تصمیمات مدیران آموزش وپرورش منطقه بوده و مدیران و مسئولین آموزش وپرورش بدون نظر مسئولین ومدیران اداره کل تصمیمی نمی گیرند و مدیران و معاونین اداره کل بدون اجازه مدیران وزرات خانه آب نمی خورند. در حالیکه که نظام آموزشی یک نظام پویا و زنده است و هر لحظه مدیران آموزشگاه باید اثر جدیدی در راستای برنامه و اهداف آموزشی از خود به جا بگذرانند
بنابراین مدیران مدرسه باید در تصمیم گیری وابسته به تصمیمات مافوق نباشند و مدیران ستادی بیشتر به وظیفه نظارتی و مشاوره ای خود تاکید ورزند

خدا و گنجشک
روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت " . می آید ، من تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه می دارد"
... و سر انجام گنجشك روی شاخه ای از درخت دنیا نشست . فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود " با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست ."
...گنجشك گفت " لانه كوچكی داشتم ، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی كسی ام . تو همان را هم از من گرفتی . این توفان بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم كجای دنیا را گرفته بود ؟"... و سنگینی بغضی راه بر كلامش بست.
....سكوتی در عرش طنین انداز شد . فرشتگان همه سر به زیر انداختند .
خدا گفت " ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمین مار پر گشودی".... . گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود.
خدا گفت " و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی."
...اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت .... های های گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد
قرآن کریم:
چه بسا چيزی را خوش نداشته باشيد، حال آنکه خير شما در آن است؛ ويا چيزی را دوست داشته باشيد،حال آنکه شر شما درآن است. و خدا می داند،و شما نمی دانيد.
سوره ی بقره،آیه ۲۱۶
(عکس تزینیی است تنکابن دریاسر)
عکس از وبلاگ http://www.tonekabon.com/
1- ارتباط عاطفی با معلمان و کارکنان : هنگامی مدیر مدرسه می تواند کنترل در محیط آموزشی داشته باشد و به راحتی برنامه های معلمان را بررسی نماید که کارکنان مدرسه احساس خوبی داشته باشند و جو دوستانه در مدرسه برقرار گردد.
2- ( فالت ) بین کنترل امور و کنترل آدم ها ، تفکیک قایل شده است . این نظریه در آموزشگاه نیز صدق می کند . برخی مدیران فکر می کنند با کنترل دانش آموزان و معلمان می توانند به اهداف تربیتی و آموزشی برسند در صورتیکه اگر مدیران مدرسه به کنترل برنامه ها به پردازنند موفق تر خواهند بود.
3- در مدارس باید مدیران فضایی بوجود بیاورند که برنامه های گروه غیررسمی با برنامه ها ی مدیریت ، منطبق و سازگاری داشته باشند . در این صورت دانش آموزان و معلمان مدرسه احساس تعلق می نمایند و مشارکت بیشتری در مدرسه خواهند داشت و خود کنترلی در میان کارکنان وکارکنان افزایش خواهد یافت .
4- در صورت جو وفضای توام با احترام ، درک واحدی از پیام وبرنامه در آموزشگاه بین دانش آموزان وکارکنان با مدیر مدرسه بوجود می آید. درنتیجه کنترل در مدرسه به آسانی انجام می گیرد.
5- اطلاع بخشی :آنچه که مورد کنترل قرار می گیر قبلا به اطلاع معلمان وکارکنان و دانش آموزان مدرسه رسانده شود . در این صورت مسایل پنهانی باقی نمی ماند و کنتزل به معنای مچ گیری جاسوسی تلقی نمی گردد.
6- ابزار کنترل در محیط آموزشی بستگی به توان و هنر مدیران دارد. مدیربا تدیر متناسب با برنامه ،کنترل را در فرایند آن مشخص می نماید.
7- مدیران مدراس به دنبال تدابیر و برنامه هایی باشند که خود کنترلی در میان دانش آموزان ، معلمان و کارکنان مدرسه جایگاه بیشتری داشته باشد. ارزیابی از عملکرد و کنترل برنامه و فعالیتها توسط خود دانش آموزان ومعلمان انجام گیرد .
8- ...

برای مقایسه امور پیش بینی شده با فعالیتهای انجام شده واندازه گیری میزان پیشرفت و تشخیص به هنگام انحراف برنامه از کنترل استفاده می شود. همچنین عملکرد فرد و برنامه های مدرسه ارزشیابی شده و اقداماتی مانند راهنمایی و اصلاح انچام می گیرد . با کنترل نظم در آموزشگاه ایجاد می گردد بنابراین :
مدیریت مدرسه خوب = کنترل موثر
مدیران مدرسه در کنترل باید تشخیص دهنده خوبی باشند و کارکنان و برنامه های مدرسه را کاملا شناخته و بدانند . مدیران باید با انواع کنترل آشنا بوده وویژیگی های کنترل موثر را بدانند وتوانایی اجرای کنترل در مدرسه را بخوبی داشته باشند.
در کنترل به جهت ، افزایش کارایی آن ، مدیران مدارس با ویژیگی های شخصیتی و اخلاقی معلمان بصورت مستقیم یا غیر مستقیم ارتباط خواهند داشت لذا از افراط و تفریط بپرهیزند وبه جای کنترل کارکنان ، به کنترل برنامه ها اقدام نمایند.
برای کنترل تعریف های مختلفی متناسب با کارکردها ی سازمان شده است ولی دکتر علاقه بند در کتاب مقدمات مدیریت اموزشی کنترل را اینگونه تعریف نموده است :
فراگرد کنترل ، میزان پیشرفت در جهت هدف ها را اندازه گیری می کند و مدیران را قادر می سازد انحراف از برنامه را به هنگام تشخیص دهند و اقدامات اصلاحی را به عمل آورند.
دکتر سید محمد میر کمالی در کتاب رهبری و مدیریت آموزشی آورده است :
نظارت و کنترل به معنی بازدید و مراقبت از طرز پیشرفت اجرای عملیات با مقایسه با وضع مطلوب و تغییر و تصحیح عملیات به منظور جلوگیری از انحراف از تحقق اهداف سازمان آموزشی است .
ویژیگی های کنترل از دیدگاه دانکن بشرح زیر است :
1- قابل فهم باشد 2- از الگوهای سازمانی تبعیت کند 3- انحراف ها را به سرعت ثبت کند 4- انعطاف پذیر باشد5 - صرفه جویانه باشد.
راهکاره های اجرایی کنترل در مدیریت مدرسه در قسمت دوم آورده می شود:
برای هرامری اصولی وجود دارد ودر مدیریت مدرسه نیز اصولی وجود دارد برخی از این اصول به شرح زیر می باشد :
1- استمراردر فعالیتهای مدیریتی : مدیریت بطور مستمر بدون وقفه در همه ساعات مدرسه توسط مدیران انجام می گیرد. لذاتفکر مدیریتی قطع نمی گردد ومدیران هر لحظه درگیر فعالیتهای مدیریتی هستند.
2- انضباط در مدیریت : انضباط در هر کاری سبب ایجاد نظم در فعالیتهای فردی و اجتماعی و گروهی است و آن یک قانون کلی حاکم بر زندگی و اجتماعی است و مدیران نیز برای رسیدن به اهداف تربیتی و آموزشی این اصل را سرلوحه فعالیتها قرار می دهند و بخش مهمی ازمدیریت مدرس را انضباط قرار می دهند.
3- تنوع در مدیریت : استفاده از یک نوع مدیریت در مدرسه موجب کاهش اثر گذاری مثبت فعالیتهای آموزشی و تربیتی می گردد لذا مدیران مدارس متناسب با نوع فعالیت از شیوه های متفاوت علمی مدیریتی استفاده می نمایند . تشخیص نوع مدیریت به توانمندی و تجربه و روحیات مدیران دارد .
4- تنظیم برنامه مدیریتی :مدیران مدارس بدون در نظر گرفت برنامه ، مشکلات زیادی در فرایند مدیریتی خواهند داشت . لذا مدیران قبل از تصمیم گیری و اجرای برنامه ، اهداف و برنامه و راهکارهارا مشخص نموده و با در نظر گرفت همه جوانب و راهها مدیریت می نمایند.
5- زمان مدیریت : لحظات کاری مدیران بسرعت می گذرند . از دست دادن زمان در حقیقت هدر رفتن برنامه ها و فرصت هاست لذا مدیران مدرسه توجه زیادی به زمان مدیریت می نمایند.
6- ....

