کاربران گرامي مطالب اين وبلاگ بر طبق قوانين کشور عزيزم ايران مي باشد


((تصویرفوق کشتزار برنج مازندران چالوس هفته آخر مرداد ۸۷))
عصر روز سه شنیه خسته و کوفته از مسافرت اداری به منزل رسیدم . از ساعت سه ونیم صبح تا حدود هفت غروب یکسره در راه وبرای شرکت در همایشی در ماشین بوده ام . (غرب مازندران با بیش از دویست کیلومتر مسافت از مرکز استان همچنان در مظلومیت استانی مستقل شدن مانده است . )
نیم ساعتی از حضورم در منزل نمی گذشت که با سروصداو جیغ وداد در خواست کمک به طرف بیرون امدم . درخواست کمک ازطرف منزل همسایه بوده است و به سرعت خود را به آنجا رساندم . در ایوان منزل دختری 16 ساله در حالیکه از درد به خود می پیچید ودرکنارش دو بچه خردسال ( برادر وخواهرش با چشمانی اشکبارشاهد جان دادن بوده اند درخواست کمک کرد . همسرم ازمن خواست اورا به سرعت به درمانگاه ببرم .
دخترک از درد درون به خود می پیچید ودربدنش آثاری از جراحت نبود ![]()
ابتدا با 115 تماس گرفتم خانمی از من درخواست اطلاعات در مورد نوع بیماری و حادثه می کرد . فرصت پاسخگویی نبوده است ودر کنار خیابان ماشین پیکانی در حال پارک بوده واورا صدا کردم تا دخترک معصوم را به درمانگاه ببریم .![]()
در حالیکه هنوز صدای ناله دخترک به گوش می رسید ...
با عجله به طرف دخترک رفته وبدن نیم لخت اوراکه خیس عرق بوده بلند نموده و به سرعت داخل ماشین گذاشتم . اواز پوشش لباسش با صدای ضعیف اظهار خجالتی نمود و با کمک همسرم چادری روی او کشیدم .
در ماشین هنوز بشدت به خود می پیچید وناله می کرد ومن برای احتیاط و خودادری از سقوط دخترک به بیرون درب را قفل کردم
با همه ترافیکی که در شهر بوده بسرعت به درمانگاه رساندم و دکترپس از گرفت فشار و معاینه و تجویز سرم (طبق معمول به دلیل عدم امکانات ) اورابرای عزیمت به بیمارستان تنکابن آماده نمود .فاصله شهر مان با تنکابن و ترافیک وحشتناک جاده ها درمان دخترک را به تاخیر انداخت .
با همراه پدرش تماس گرفتم و موضوع را به اطلاع او رساندم گوشی برای لحظه ای در اختیار دخترک قرار دادم ودخترک از پدرش درخواست حلالیت کرد .
صدای آزیر آمبولانس به همراه فریاد دخترک در اثردردی که در ریه ها و سینه های دخترک بوده به هم آمیخته شد ![]()
در بیمارستان تنکابن در اتاق ایزوله پرستاران به درمان او پرداختند ولی موفق نشدند .
نمی دانم دخترک چه مشکلی داشته که ظاهرا از قرص برنج برای خودکشی اقدام نموده ولی این قرص که سم آن ده برابر سیانور بوده و بسرعت در دهان بخار می شود واسیب فراوان به اعضای گوارشی وخون ودیگر اعضای بدن می اورد قابل درمان نبوده است .
دخترک مرگی عذاب آور و تدریجی را در پیش داشت . بشدت ناله می کرد و به خود می پیچید از ساعت هفت تا 12 شب صدای ناله و فریاد او بلند بود . تشنه اش بود وبا هر بار عاق زدن لخت های خون از دهانش بیرون می آمد
باورش نمی شد که یک قرص اینگونه اثر داشته باشد ومی گفت برای ترساندن اینکار را کرده بود .
ساعت ده شب به وسیله آمبولانس ( با دریافت مبلغ دویست هزار تومان ) و همراه مادرش به بیمارستان رشت اعزام شد درمسیر بیش از دوساعته تهران رشت چندین بار آمبولانس توقف تا برای درمان و ارایه تفس مصنوعی اقدام گردد. ولی در نزدیکی های بیمارستان در آغوش مادرش فوت کرد و سپس اورا به سردخانه انتقال داده بودند .
پدرش در مسافرت بود و نزدیکی های صبح به منزل رسید . صبح به همراه پدرش به رشت رفته تا مراحل قانونی برای دریافت جواز دفن اقدام گردد.
به اصرار پدر برای دیدن صورت دخترش به سردخانه رفتیم . در آنجا پدر به سر وصورتش می زد و با صدای بلند گریه می کرد .
معرفی از طرف بیمارستان به پزشک قانونی و از انجا به معاونت حوزه قضایی و دستور قاضی برای تشکیل پرونده در کلانتری و بازجویی و نامه کلانتری به پزشکی قانونی و اوردن جسد ازبیمارستان به پزشکی قانونی و انجام کالبد شکافی توسط خانم دکترو صدور جواز دفن دوروز طول کشید .پزشک قانونی هم در ابتدا مبلغ پانزده هزار تومان و سپس در پایان با دریافت سی هفت هزار تومان جواز دفن را صادر نمود .
جسد با آمبولانسی ( با دریافت مبلغ یکصد وهشتاد هزار تومان ) از پزشک قانونی رشت به بهشت زهرا انتقال پیدا کرد تا در انجا مقدمات کار برای دفن جسد فراهم گردد.
صبح جمعه قطعه ای اززمین بهشت زهرا جسد دخترکی با آرزوهای کوتاه رادر خود گرفت .![]()
به راستی چگونه دختر معصوم قرص برنج را دریافت کرد و با چه انگیزه ای ان را مصرف کرد و چرا این گونه خانواده اش را داغدارو خودرا از ادامه زندگی محروم نموده است .؟
آموزش و پرورش تاکنون طی دومرحله از همکارانی که بیش از بیست و پنج سال سابقه کار دارند خواسته است در صورت تمایل نسبت به تکمیل فرم و ارایه تقاضای بازنشستگی اقدام کنند . ظاهرا همه تقاضاها ابتدا در آموزش و پرورش منطقه و شهرستان مورد بررسی قرار می گیرد ودر صورت موافقت به سازمان ارسال می گردد .
برخی از دلایلی که موجب استقبال جمعی از همکاران عزیز شده است به شرح زیر بوده است :
1- مشکلاتی مانند بیماری جسمی و روحی
2- خروج از آموزش و پرورش و فعالیت در یک حرفه و شغل دیگر
3- نگرانی از فضای کاری و رفتارهای نامناسب
4- استراحت و رفع خستگی
5- ...
|
شنبه 26 مرداد1387 ساعت: 10:19 |
توسط:احمد | ||||
|
دوست گرامی با سابقه 20 سال مدریت و 8 سال تدریس بهترین کار را انجام دادم | |||||
|
|
|
|
| ||
چندین بار جملات کوتاه فوق را بررسی کنید .آیا واقعا تحت تاثیر این کلمات قرار نمی گیرید؟!مطلب فوق توسط یکی از خوانندگان عزیز در بخش نظرات آمده که توضیح زیر اعلام می گردد
۱- نسلی که در حال بازنشسته شدن در آموزش و پرورش می باشد در دوران انقلاب و دفاع مقدس بیشترین سختی ها را تحمل نموده و پیشتاز اجرای برنامه های آموزش و پرورش بوده اند .اکنون زمانی است که با ید با رضایت خاطر از نظام آموزشی خارج شوند ولی متاسفانه برای فرار از مشکلات موجود دست به بازنشستگی زود رس زده اند . توجه به تجربیات آنان اهمیت زیادی دارد
2- در همه کشورهای جهان برای افراد با تجربه و سابقه کار زیاد ارزش زیادی قائل هستند و با برنامه ریزی فضایی به وجود می آورند که به توانند به خوبی از علم وتجربه آنان استفاده نمایند . اکنون که با عجله و به سرعت درب خروجی آموزش و پرورش را بازنموده تا نظام آموزشی را سبکبال نمایند باید جلوی خسارت وزیان آینده را براثر سوزاندن ترو خشک بردارند .
3- استقبال تعداد زیاد همکاران عزیز به خصوص نیروهای توانمند و ارزشی موجب شگفتی و تحجب می باشد . توجه به دلایل بازنشستگی آنان می تواند توجه مسئولین را برای برنامه های بعدی جلب نماید
3- هنوز در سیستم آموزشی معیار و فرایند علمی برای انتخاب مسئولیت ها مشخص نشده است . با هر تغییر سیاسی در این کشور نظام آموزشی نیز مورد توجه قدرت های حزبی و سیاسی و فامیلی قرار می گیرد . این موجب دلتنگی و دلزدگی نخبگان و دلسوزان آموزش و پرورش شده است . آنان که در تشکیلات و حزبی نبوده در حاشیه مانده وبرای دوری از این فضای متعفن رو به بازنشستگی می آورند .
4- اگر در خانه تکانی فعلی نیروی انسانی در آموزش وپرورش مقصود استفاده از نیروهای جوان تحصیل کرده بیکار می باشد حضور برخی مسئولین با سابقه کار بیش از بیست و پنج سال در حوزه های مختلف وزارتی و ستادی دیگر معنایی نخواهد داشت .
وزارت آموزش و پرورش با این گستردگی و کمیت نیروی انسانی نیاز به یک خانه تکانی داشته است ولی با تدبیر و برنامه و جلوگیری از خسارت های احتمالی آینده و بررسی صد ها راه مناسب دیگر .

مدیران مدارس از دانش آموزان می خواهند با پوشش متناسب دانش آموزی در مدرسه حضور یابند واز آرایش و اصلاح موی سر و صورت به صورت مدل دار خودداری نمایند . حتی این موضوع در فرم تعهد نامه که موقع ثبت نام امضا می نمایند آمده است .
این موضوع به صورت گسترده در مدارس که یکی از موضوعات جدی بوده و حتی در آیین نامه اجرایی مدارس هم آمده است .
ولی اگر نگاهی به صورت و پوشش برخی ورزشکاران که بعضا قهرمان ملی هم می باشند داشته باشید تفاوت را در معرفی الگو مشاهده می نمایید .
وقتی مجری برخی برنامه ها و یا بازیگران مرد با آرایش زنانه در جلوی چشممان میلیون ها نفر ظاهر می شونند جواب دانش آموزان را چه خواهید داد. ؟
اول :
وقتی کارکنان خوب کار می کنند مدیران اصلا توجه نمی کنند ولی در صورت خطا آنهارا سرزنش و بعضا تنبیهه می کنند .
دوم :
مدیران ناکارآمد واقعیت ها را برای کارکنان بازگو نمی کنند . آنها در حالی که اخبار خوشایند را بزک کرده وبه شکل بزرگنمایی شده به کارکنان خود نشان می دهند سعی می کنند اخبار ناگوار را کوچک یا پنهان نمایند .
سوم :
ارزیابی عملکرد افراد را عموما بر اساس عملکرد انفرادی آنان محاسبه می کنند ولی برای سینرژی و فرهنگ توان افزایی وهم افزایی ارزشی قائل نیستند .
چهارم :
با افراد با کارکرد ناچیز و کارکرد برجسته یکسان برخورد می کنند . این برخورد باعث می شود کارکنانی با موقعیت اول همیشه در حال تمسخر و پوزخند و کارکنانی با موقعیت دوم همیشه بی انگیزه باشند .
عباس آباد مشهور به شهر پل هوایی می باشد . شاید بیش از ده پل هوایی درفاصله سه کیلومتر جاده اصلی در شهرمان نمای دیگری به عباس اباد داده است .
خوب وبد بودن این کار مطلبی دیگری است ولی استفاده تبلیغاتی از این پل ها مطلب مهمی است . هر روز که از کنار آنان رد می شوید با محتوی و مطالب آن برخورد می نمایید .و تاثیر محتوی و مطالب تبلیغاتی در پرورش وافزایش مصرف گرایی و فعالیت های اقتصادی است
البته ظاهرا برخی از این پل ها متعلق به بخش خصوصی بوده که به اشخاص و شرکت ها اجاره ماهانه داده می شود . مسلما فقط افراد وشرکت های اقتصادی با توان مالی بالا قدرت اجاره ان را خواهند داشت

مطلب زیر از وبلا گ خوب مدیرسرا گرفته شد http://www.modirsara.blogfa.com/
اطلاع رساني در مورد تغيير
براي يك شروع خوب، اطلاع رساني بسيار حائز اهميت است. اما در عين حال نمي توانيد در اين كار زياده روي كنيد. خواه افراد در برنامه ريزي مشاركت داشته و خواه نداشته باشند، در هر صورت تا مي توانيد با استفاده از يك سري روش هاي برقراري ارتباط آنها را هر چه سريع تر به هم نزديك كنيد.
63- به خاطر داشته باشيد كه صداقت بهترين سياست نيست، بلكه تنها سياست است.
64- براي تقويت پيام تغيير، بيانيه هاي مربوط به دورنماي كاري را به طور خلاصه به نمايش بگذاريد.
65- در هر برنامه تغيير حتماً آموزش هاي لازم براي مهره هاي اصلي برنامه را تدارك ببينيد.
66- تا آنجا كه ممكن است با كليه افراد به صورت انفرادي در مورد برنامه هاي تغيير صحبت كنيد.
67- هنگامي كه در مورد مزاياي تغيير قولي به افراد مي دهيد نسبت به اجراي آن اميدوار و در عين حال، كاملاً واقع بين باشيد.
68- اشكال، از خود خبر است! گوينده را به خاطر دادن خبر بد و شنونده را به خاطر
عكس العمل ناخوشايند در مقابل شنيدن خبر بد سرزنش نكنيد.
واگذاري مسئوليت
برنامه هاي تغيير ماهيتاً نيازمند رهبري هستند. درعين حال، اين برنامه ها بايد پيرواني با انگيزه، متعهد و پرتحرك نيز داشته باشند. «عوامل تغيير» كه در موقعيت هاي كليدي قرار دارند، چه به عنوان رهبر و چه به عنوان پيرو، نقش بسيار مهمي را در فرايند تغيير ايفا مي كنند.
دوستي با مردم دانا نكوست
دشمن دانا به از نادان دوست
دشمن دانا بلندت ميكند
بر زمينت ميزند نادان دوست
آقای رئیس جمهور :
وقتی حدود سه سال پیش برای تبلیغات ریاست جمهوری در شهرمان توقف کوتاهی داشتید واز نزدیک با شما روبوسی نمودیم فکر می کردیم که خیلی به شما نزدیک هستیم و از جنس مردم عادی وبا آنان هستید
ولی وقتی دیروز بعدازظهر پرسان وپرسان آدرس نهاد ریاست جمهموری را گرفته و با راهنمایی عابری سرمان را پایین نگه داشته وبدون توجه به نگهبانی وارد قسمتی از محوطه ریاست جمهوری در خیابان پاستورشده تا یکی از مشاورین یا رئیس دفتر شما را ملاقات کنیم تازه فهمیدیم که باید از هفت خوان رستم رد شویم .
اگر چه محبت یکی از مسئولین دفتر شامل ما شده و برای دریافت نامه و تقاضا پیکی را فرستاد وبراثر اصرار ما چند لحظه ای وی را زیارت کردیم ولی ..
آقای رئیس جمهور :
وقتی برای ملاقات با یکی از مشاورین یا رئیس دفتر شما اینگونه رفتار می گردد. حتما باید فکر ملاقات چند لحظه ای باشما را اصلا نداشته باشیم .
گفت : بعضی ها مدیر نبودند ولی الان تمرین مدیریت می کنند .
گفتم : یعنی چه ؟
گفت : یعنی درحال یادگیری عملی کارهای مدیریتی هست . تمرین می کنند که مدیریت کرده باشند .
گفتم : چه ایرادی دارد مگر دیگران مدیرشدند از اول مدیر متولد شده بودند .
گفت : حرف شما درست است . ولی مدیریت استعداد وفنون و ظرافت خاصی داردکه برخی اکنون مدیر شده اند استعداد کافی برای آن ندارند وفقط برای اینکه به دیگران امر ونهی کرده باشند مدیر شده اند .
گفتم : ایرادی ندارد انها اول کارها را خراب می کنند بعد که مدیریت را تجربه کردند کارها را خوب انجام می دهند .
گفت : برای تشکیل یک باغ گل سالها زحمت کشیده و ووقت صرف شده است ولی برای نابودی آن یک شعله کبریت کافی است .
امروز فیلم ساز دهنی در شبکه سوم به نمایش در آمد . این فیلم که برای چندمین بار پخش می گردد دارای مفاهیم و نکات آموزنده مفیدی است .
یک ساز دهنی و کسی که آن را در اختیار دارد موجب ماجرا و اتفاقات زیادی شده است .
برای زدن ساز دهنی هر کاری مانند هدیه دادن و پول پرداختن وحتی سواری و خرشدن انجام شده است .
به راحتی چاپلوسی کردن و احساس کوچکی و حقارت برای زدن چند ثانیه سازدهنی ( البته با شمارش ) از کارهای بچه ها بوده است .
ساز دهنی شاید همان پست ومقامی است که عده ای به دنبال آن هستند وبرای رسیدن وماندن درآن برای چند صباحی دست به هر کاربد و نامشروعی می زنند .
خلاص شدن از آن فقط با بی توجهی و بدوراندختن آن وحتی برخورد با کسانی که چنین فضا و رفتارهای نامناسب را به وجود می آورند امکان پذیر است .
جلسه شورا امروز در آموزش و پرورش برگزار شد . این جلسه که با غیبت برخی از اعضا روبرو و همچنین با تاخیر شروع گردید با دو دستورکار ادامه یافت .

دستورکار : ۱- برنامه ریزی و پیش بینی های لازم پیرامون مدارس روستا مرکزی ۲- تصویب ضوابط مالی مدارس دریافتی ها و سایر در آمدهای مردمی
گزارش رئیس اداره و ارایه مطالب توسط هریک از اعضا از برنامه های جلسه بوده است .

متولدین دهه ۴۰ زمانی که خودشان را شناختند انقلاب و سختی های آن را لمس کردند .بعد هم جنگ و شرکت در آن .![]()
جنگ جوانی خیلی ها را گرفت . انگار چند سال آن ها را پیر کرده است .
اگر به صورت و موی سفید آنان بنگریید آثار جنگ را خواهید دهید .
آنان که رفتند خوشا به سعادت آنان ولی آنانی که زخم وجراحت و آسیب های جنگ را بر جسم وروح خود دارند چگونه زندگی می گذرانند ؟
آیا جامعه قدردان نسل انقلاب و جنگ در حال حاضر هستند ؟
آنان که سلامتی خود را در دفاع از این کشور ازدست دادند وروزها وشبهای خود را با تحمل درد می گذرانند و سکوت اختیار کرده اند مورد توجه هستند ؟
روز جانباز فقط روز سخن از ایثار گری هاست ولی ....
